مددکاری اجتماعی، سلامت اجتماعی، آسیب های اجتماعی، سیاستگذاری اجتماعی، مطالبه گری
 

تاب آوری اجتماعی و امید

تاب آوری اجتماعی و امید

امید به عنوان یکی از موتورهای محرکه جامعه می‌تواند موجبات تاب‏‌آوری اجتماعی را فراهم آورد

امید اجتماعی رشد خواهد کرد هنگامی‌که جامعه ای شاهد و ناظر تغییرات و تحولات مثبت باشد امید به عنوان یکی از موتورهای محرکه جامعه می‌تواند موجبات تاب‏‌آوری اجتماعی را فراهم آورد

تاب آوری اجتماعی و امید

امید به عنوان یکی از موتورهای محرکه جامعه می‌تواند موجبات تاب‏‌آوری اجتماعی را فراهم آورد. هنگامی‌که جامعه ای شاهد و ناظر تغییرات و تحولات مثبت باشد، امید اجتماعی رشد خواهد کرد. موضوعی که یک سوی آن مردم و سوی دیگرش حاکمان قرار دارند.
امید، تعاریف مختلفی دارد. برخی امید را به منزله باور به آنچه که در آینده اتفاق خواهد افتاد یا احتمال دارد اتفاق بیفتد قلمداد می کنند. برخی دیگر آن را لذتی ناپایدار تعریف می دانند که از تصوری در باب آینده حکایت دارد. اما در مورد امید اجتماعی تعریف مشخصی از سوی متخصصین اجتماعی ارائه نشده است.
برخی آن را امید مشترک مردم یک جامعه می‌­دانند. برخی هم از امید اجتماعی به عنوان ظرفیت­ یک جامعه یاد می‌­کنند که می­ تواند در ساختن آینده تأثیرگذار باشد. این ها را سید حسن موسوی چلک می گوید.
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران که معتقد است: هر چه مردم امیدوارتر باشند هم از زندگی فردی لذت بیشتری می برند، هم از زندگی اجتماعی شان. یعنی دولت و ملت در تعامل با همدیگر می توانند بستری را فراهم کنند که امید به آینده و تحقق اهداف و آرزوها بیش از پیش در جامعه ساری و جاری شود.
امید اجتماعی متأثر از اخبار و تبلیغات
نقطه نظرات فراوانی موجود است و برخی جامعه شناسان می کوشند، نقش تک‌تک افراد جامعه را در این مقوله مهم بدانند، از جمله شهلا کاظمی‌پور که می گوید: «وقتی از امید اجتماعی به عنوان یک اصطلاح جامعه‌شناسی یا یک حالت نسبی در جوامع مختلف صحبت می‌‌کنیم، درواقع به نقش تک‌تک افراد جامعه در بالا یا پایین ‌بودن این حس جمعی اشاره کرده‌ایم. برخلاف تصور شایع، امید اجتماعی اساسا ربطی به مدیریت جامعه، نحوه آن و ویژگی‌های مسئولان ندارد؛ گرچه اینها کاملا بی‌‌تأثیر نیستند اما جامعه امیدوار درواقع برآیندی از افرادی است که چنین حالتی را از خود بروز می‌دهند. برای درک بهتر موضوع یک جامعه فرضی را در نظر بگیرید. این جامعه می‌تواند کاستی‌ها و ویژگی‌هایی داشته باشد اما افراد این جامعه‌اند که می‌توانند با بدبینی، ذهنی درگیر با کاستی‌ها داشته و ویژگی‌ها و نقاط قوت را در نظر بگیرند و درصدد افزایش آن باشند. با برآوردی منطقی نسبت این دو را بسنجند و حتی اگر درصدد بهتر‌کردن اوضاع نیستند لااقل درک صحیحی از آن داشته باشند.»
به این ترتیب امید اجتماعی بیش از آنکه تابع شرایط باشد،‌ تحت تأثیر برداشت‌ها و اخبار و تبلیغات است و در حوزه‌های تربیتی نیز می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. معمولا افراد در جامعه ما از میان نگاه توأم با بدبینی، در نظر داشتن نقاط قوت و دست آخر ارزیابی نسبی و منطقی حالت اول را نشان می‌‌دهند.
شهلا کاظمی‌پور با اشاره به این موضوع بیان می کند: «اغلب دیده می‌شود آن دسته از جوانانی که با تلاش فراوان و پیگیری مستمر سر کاری می‌روند و شغلی را برای خود دست و پا می‌کنند چند روزی خوشحالند اما خیلی زود به ورطه انتقاد و نارضایتی از وضعشان می‌افتند. گرچه نقد منطقی سازنده است ولی خرده‌گیری و بهانه‌جویی خود عاملی بازدارنده در مسیر رشد و ترقی است. قطعا کسی که با احساس مسئولیت سرکارش حاضر می‌شود، شغلش را دوست دارد و برای حفظ و ارتقای آن می‌کوشد، موفق‌تر از کسی است که با هر موقعیت شغلی، مشکل دارد و ترجیح می‌دهد ساعت ورود به محل کار را به هر نحو که شده به ساعت خروج برساند و هیچ تعلق و نقطه پیوندی جز دریافتی سر ماه به کارش ندارد.
برای افزایش امید اجتماعی نیازمند امید به آینده و همین‌طور نیازمند نوعی تغییر نگاه، تغییر در اسلوب‌های آموزشی و نیز نوعی خودسازی هستیم.»

امید اجتماعی نیازمند یک رابطه دوسویه
بی تردید امید اجتماعی متغیر مهمی برای توسعه به شمار می رود كه با آن می‌توان نابسامانی‌های كشور را مهار كرد، اما به تعبیر برخی از جامعه شناسان در شرایط تورمی و عدم تطبیق هزینه و درآمد خانوار و اضطرابی که به‌دنبال این وضعیت پدید می‌آید، امید خواه ناخواه رخت برمی بندد.
با این وجود تقی ابوطالبی در قامت روانشناس اجتماعی بر این باور است که نه‌تنها جامعه ایران بلکه هر جامعه‌ای پر است از چالش‌های بسیار که همین جزئی از فلسفه و واقعیت زندگی است؛ به‌همین‌خاطر اصول امیدوارانه زیستن نه‌تنها در بزرگسالی که از کودکی باید به همه افراد جامعه آموخته شود. مردم باید یاد بگیرند که لزوما همیشه همه شرایط ایده‌آل برای آنها فراهم نیست.

هر جامعه‌ای ممکن است با چالش‌های زیست‌محیطی، اقتصادی و سیاسی روبه‌رو شود ولی همه اینها دلیل نمی‌شود که در هر بحرانی جامعه دچار بحران امید شود و افراد به مهاجرت و… فکر کنند. پس یک شرط اصلی امید اجتماعی در این است که در شرایط بحرانی بدنه جامعه آرامش خود را حفظ کرده و با انگیزه و هدفمند به پیش برود. اما این موضوع را هم نباید فراموش کرد که در چنین شرایطی دولتمردان و کارگزاران هم باید برای آرامش مردم تلاش کنند.
بنابراین امید اجتماعی نیازمند یک رابطه دوسویه است که یک سمتش مردم و سمت دیگرش حاکمان قرار دارند.
نکته مهم دیگر در اظهارات ابوطالبی این است که برخی از افراد نقش خودشان را در افزایش امید اجتماعی دستکم می‌گیرند؛ مثلا یکی می‌گوید چون من خانه‌دار هستم چه کاری می‌توانم در این رابطه انجام دهم؟ این همان چیزی است که نیازمند آموزش است؛ یعنی همه اقشار در هر سطحی و هر جایی می‌توانند در چنین مسائل مهمی نقش‌آفرینی کنند و اتفاقا تأثیر‌گذار هم باشند.

سهم نظام تعلیم و تربیت در امیدواری
بنابراین نظام آموزشی در افزایش امید نقش دارد. موسوی چلک در این رابطه می گوید: «تحقق امید اجتماعی را باید از مدارس شروع کرد. بنابراین یکی از محیط‌های تأثیرگذار ما برای افزایش امید اجتماعی آموزش و پرورش است. هیچ‌کس نمی تواند نقش آموزش و پرورش را در این بخش منکر شود منتها آموزش و پرورشی که تفکر اجتماعی داشته باشد، در عین حالی که روی محفوظات کار می کند ،
روی تعیین کننده های اجتماعی هم کار کند. بی انگیزگی در دانش آموز تبعاتی شبیه خشونت، خودکشی، گرایش به مواد مخدر و غیره را افزایش می دهد.
در مدرسه چون افراد در سنین یادگیری هستند، بی انگیزگی می تواند روی کیفیت آموزش تأثیر بگذارد. آموزش و پرورش نه فقط در مورد امید اجتماعی بلکه برای تعیين کننده های اجتماعی باید برنامه داشته باشد. چون یکی از محیط های اجتماعی مهم و مورد وثوق جامعه است؛ حضور دانش آموز و اولیای ‌وی و اولیای مدرسه حداقل به مدت ۱۲ سال فرصت خوبی است برای آنکه بتوانیم افرادی را وارد جامعه کنیم که تحرک و پویایی و انگیزه برای ساختن کشور در آنها بیشتر از ناامیدی و یأس باشد. یکی از محوری ترین دغدغه های نظام آموزش و پرورش همین موضوع است. آشنایی با این مقوله‌ها و تعیین کننده هاو چگونگی رسیدن به این مؤلفه‌ها در نهایت به افزایش امید می انجامد.»
مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران هم اگرچه میان افزایش امید در جامعه با سرمایه‌گذاری در آموزش ارتباطی پیوسته و مستحکم قائل است،اما می کوشد نقش و سهم خانواده را مهمتر و پررنگ تر جلوه دهد: «نقش خانواده بسیار پررنگ‌تر از نهادهای آموزشی است زیرا شخصیت فرد بین ۵ تا ۷ سال اول زندگی شکل می‌گیرد و والدین در این دوره می‌توانند بسیار اثرگذار باشند. خانواده‌ها باید به نشانه‌ها بیشتر دقت کنند و اگر فرزندشان نمادهایی از افسردگی، پرخاشگری، وسواس و اختلال شخصیت دارد، به روانشناس و کارشناسان متخصص مراجعه کنند. در عین حال با آموزش مهارت‌های زندگی می‌توانند فرزندانی شاد و امیدوار و تلاشگر داشته باشند.»
او در ادامه اظهاراتش نه فقط خانواده که نقش دولت را نیز مهم برشمرده و عنوان می کند: «این واقعیت را باید پذیرفت که برخی افراد انتظاراتی از زندگی دارند که می‌دانند تحقق این انتظارات با توجه به بحران‌های اقتصادی فعلی، امکان‌پذیر نیست یا به سختی امکان‌پذیر است که این موضوع باعث سرخوردگی و ناامیدی می شود، در اینجا نقش دولت‌ها بسیار اهمیت دارد، بخشی از افزایش نشاط و امید در جامعه مربوط به خانواده است اما بخشی از آن نیز مربوط به دولت‌ها و حقوقی است که باید برای رفاه و آسایش افراد جامعه فراهم شود. خانواده‌ها و مسئولان باید تلاش کنند تا زمینه امید و احساس خودباوری در جامعه افزایش یابد و افراد در صحنه حضور داشته باشند و به هر نحوی از هر نوع قدرت و توان خود استفاده کنند.
امید جنبه فردی ندارد و نظام و نهادهای اجتماعی و رسانه‌ها در شکل‌گیری و رشد امید در افراد جامعه تأثیرگذار هستند. در عین حال سیاستمداران باید در مسیر رشد، توسعه و پویایی کشور حرکت و به ایجاد نشاط و روحیه امیدواری در جامعه کمک کنند.»

پرسشی که در این میان به ذهن خطور می کند، این است که چرا امید اجتماعی مهم است؟ این موضوع «زمینه را برای افزایش مشارکت اجتماعی فراهم کرده و اعتماد را در جامعه بالا می برد. مانع فروپاشی و شورش­ های اجتماعی و از هم گیسختگی اجتماعی می­‌شود.
حس تعلق را در جامعه افزایش داده و مسئولیت پذیری را جایگزین بی ­تفاوتی اجتماعی می­ کند.» این را سیدحسن موسوی چلک می گوید. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران بر این باور است که «وقتی افراد جامعه امیدوار باشند همه ظرفیت­ های فردی و ظرفیت ­های جامعه رشد می­ کند و نیز بستر مشارکت اجتماعی در آن جامعه شکل می­ گیرد و افزایش می­ یابد.
در همه جای دنیا مشارکت موتور محرکه جامعه است؛ در مشارکت اعتماد هم است، با وجود این دو مؤلفه، سرمایه اجتماعی هم طبیعتا بالاتر خواهد بود. و اینها نسبت مستقیم با هم دارند؛ در جامعه ای که سرمایه اجتماعی بالا باشد، طبیعتا امید به آینده بیشتر خواهد بود. چه سرمایه گذاری ای بیشتر از این که ما بتوانیم امید را در جامعه افزایش دهیم. امید است که جامعه را به نقطه ای می رساند که چشم انداز اصلاح امور در آینده را ببیند. در جامعه ای که امید نباشد افسردگی، هرج و مرج و بی تفاوتی است.
در آن جامعه نشاط نیست. جامعه ای که امیدوار است، نشاط و رضایت بالاتری دارد. ابعاد سلامت چه روانی و چه اجتماعی بالاتر خواهد بود. به همین دلیل یکی از انتظاراتی که از دولت ها می رود، این است که امید در دل مردم از بین نرود. در جامعه ناامید، اعتماد نخواهد بود و فاصله بین ملت و دولت افزایش پیدا می کند. افزایش این فاصله تأثیر منفی روی امنیت جامعه می گذارد.»

چلک در این باره که برای افزایش امید درجامعه چه باید کرد؟ خاطرنشان می کند: «مردم باید حس کنند روند جامعه رو به رشد و مثبت است. و این جز با نشان دادن تصمیمات اجرا شده و کارهایی که به منظور ایجاد امید برای مردم انجام شده به‌دست نمی‌آید. اینها بخشی از مؤلفه‌هایی است که امید را در جامعه بالا می برد.»

زنده نگه داشتن امید
جامعه ناامید را مخاطرات و پیامدهای فراوانی تهدید می کند. بنابراین باید به هر بهانه‌ای امید را زنده نگه داشت. هنگامی که شرایط كشور خطیر است، گفت‌وگو می‌تواند بهترین راه‌حل برای عبور از ناامیدی به سمت گشودگی و امید باشد. این توصیه هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات است که سال ۹۸ در مراسم رونمایی از كتابش با عنوان «امید اجتماعی؛ چیستی، وضعیت و سبب‌شناسی» مطرح و تأکید کرده است: «مسئله امید، مسئله امروز، دیروز و فردای جامعه ماست. وقتی كه جامعه‌‌ای برای خودش و دیگران قصه ناامیدی را بسراید، دچار فروپاشی می‌شود؛ اول فروپاشی ذهنی و بعد فروپاشی عینی. در واقع، ناامیدی عاملی برای زوال اجتماع و انهدام یك ملت است. جامعه‌ای كه دچار ناامیدی شود، نمی‌تواند روی پای خودش بایستد. مشكلات غیرقابل كتمان جامعه را می‌توان با امید و ایجاد ظرفیت‌های بزرگی حل كرد.»
البته این موضوع به این معنا نیست كه همه مسائل را می‌توان با امید حل كرد، بلكه به تعبیر خانیکی می‌تواند در جامعه امروز ما انتخابی مهم باشد.
مقوله ای که حتی می تواند روی توسعه اقتصادی اثر بگذارد و امنیتی همه جانبه را در جامعه فراهم کند. بنابراین باید امید اجتماعی را در جامعه مستمر و پایدار کرد. نگهداشت امید اجتماعی یک گام است و افزایش امید اجتماعی گامی مهمتر و باید برای تحقق آن برنامه ریزی کرد

مرجع : روزنامه رسالت( 19 فروردین 1402)

منبع: میگنا(پایگاه خبری روانشناسی وسلامت روان/

نشست نقدوبررسی بازنمایی رسانه‌ای مرگ کیومرث پوراحمد برگزار می‌شود

توسط دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها؛

نشست نقدوبررسی بازنمایی رسانه‌ای مرگ کیومرث پوراحمد برگزار می‌شود

نشست نقدوبررسی بازنمایی رسانه‌ای مرگ کیومرث پوراحمد برگزار می‌شود

نشست تخصصی برخط با عنوان «روایت مرگ یک هنرمند: نقد و بررسی بازنمایی رسانه‌ای خودکشی کیومرث پوراحمد» فردا سه‌شنبه ۲۲ فروردین توسط دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها برگزار می‌شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست تخصصی برخط با عنوان «روایت مرگ یک هنرمند: نقد و بررسی بازنمایی رسانه‌ای خودکشی کیومرث پوراحمد» از سوی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها از ساعت ۱۰ تا ۱۲ فردا سه‌شنبه ۲۲ فروردین برگزار می‌شود.

حسن موسوی چلک و ابراهیم فیاض به‌عنوان سخنرانان این رویداد علمی به نقد و بررسی بازنمایی رسانه‌ای خودکشی کیومرث پوراحمد، نویسنده و کارگردان ایرانی خواهند پرداخت.

حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و ابراهیم فیاض، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، در این نشست ضمن بررسی ابعاد اجتماعی و روان‌شناختی خودکشی در ایران از تأثیرات ابعاد رسانه‌ای انعکاس این خبر و نحوه اطلاع‌رسانی در اخبار مرتبط با خودکشی، سخن خواند گفت.

منبع: خبرگزاری مهر، 21 فروردین 1402

تقلیل خودکشی به انگیزه های فردی؛ سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌هاست

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت‌و‌گو با «توسعه ایرانی»:

تقلیل خودکشی به انگیزه های فردی؛ سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌هاست


تقلیل خودکشی به انگیزه های فردی؛ 
سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی‌هاست

سعیده علیپور

«ببین آقامجید چه بخوای چه نخوای باید این فیلم را تمام کنی. خسته هم شدی، می‌دونم که خسته شدی. همه‌مون خسته شدیم. برو یه استراحتی بکن دوباره بیا....».

این متن بخشی از سکانس پایانی فیلم سینمایی «شرم» است. فیلمی که در پی ساخت مجموعه موفق «قصه‌های مجید» در سال‌های ابتدای دهه هفتاد، مخاطبان زیادی را مسحور خود کرد. در این سکانس «کیومرث پوراحمد» کارگردان، در میانه فیلم، به ناگاه «کات» می‌دهد و به بازیگر نوجوان «مجید» می‌توپد که چرا پر اشتباه ایفای نقش می‌کند. مجید فریاد می‌زند سرخ می‌شود و ابراز خستگی می‌کند و به پوراحمد و سایر عوامل بدوبیراه می‌گوید. مرز واقعیت و فیلم دریده می‌شود و مخاطبان میان اوهام و واقعیات، جملات پوراحمد را خطاب به بازیگر نوجوان و عصبانی می‌شنوند؛ جملاتی که در ابتدای این متن بدان اشاره شد. حرف‌هایی که حالا پس از خبر شوکه‌کننده مرگ پوراحمد، آن هم با گزارش خودکشی، خیلی‌ها را به بازنشر این سکانس در شبکه‌های اجتماعی ترغیب کرده است. سخنانی که خیلی‌ها دلشان می‌خواست پیش از این اقدام انتحاری، به کارگردان موفق و صاحب‌نام ایرانی می‌گفتند و او را از این عمل منصرف می‌کردند.

در حالی که بسیاری عنوان مرگ خودخواسته را بر گزارش مرگ او نهادند و این انتخاب را به شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی و بحران‌های مختلف کشور و ناامیدی و یاس از بهبود شرایط آینده مربوط دانسته‌اند، شماری نیز آن را اعتراض و به نوعی واکنش یک هنرمند به شرایط سخت فرهنگی و اجتماعی تفسیر کرده‌اند؛ هنرمندی که عملا به دلیل خط قرمزهای فراوان محکوم به خانه‌نشینی و به دلیل ابراز مخالف‌های فراوان حتی از کشور ممنوع‌الخروج شده بود. در آن سوی ماجرا اما گروهی هم با تخطئه شخصیتی پوراحمد، بی‌هدفی و بی‌اعتقادی و حمایت از اندیشه‌های تغییرگرا را نتیجه زندگی او و اقدام به خودکشی‌ این کارگردان ارزیابی کرده‌اند.

هرچند این تفاسیر در هر کدام از دیدگاه‌های سیاسی بعضا متفاوت و به عنوان سنگی علیه دیگری مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما نگاهی به دیدگاه کارشناسان این هشدار جدی را مطرح می‌کند که خودکشی افراد موفق در سن و سطح پوراحمد که در همه آثارشان به نوعی خالق امید بوده‌اند، هشداری است از گسترش سایه افسردگی بر زندگی جامعه ایرانی. سایه‌ای که به اعتقاد سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران، «گسترش آن را نمی‌توان تنها به عوامل فردی نسبت داد» و چنین تفسیری «به نوعی سرپوش گذاشتن روی ناکارآمدی بخش‌های دیگر است». بخش‌هایی که در واقع حاکمیت مسئول رتق‌و‌فتق آن هستند.

هفت میلیون مشاوره برای خودکشی

اما هم‌زمان با انتشار خبر خودکشی کیومرث پوراحمد، معاون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در سازمان بهزیستی نیز از آمار قابل توجه مشاوره در خصوص پیشگیری از خودکشی پرده ‌برداشت.

آرزو ذکایی‌فر با اشاره به وجود «برنامه جامع پیشگیری از خودکشی» در این سازمان به ایلنا، گفت که در سال ۱۴۰۱ برای پیشگیری از خودکشی به هفت میلیون نفر خدمات ارائه شده است.

رئیس انجمن مددکاری ایران در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی»: «در جامعه‌ای که شاهد کاهش رفاه و سرمایه اجتماعی و شاخص سلامت و از سوی دیگر گسترش ناکارآمدی‌ها باشیم؛ طبیعتا شاخص سلامت روان هم وضعیت مطلوبی نخواهد داشت و به همین دلیل آسیب‌ها و بحران‌های اجتماعی نظیر خودکشی بیشتر خواهد شد»

وی افزود: «آمارها به ویژه آمارهای پزشکی قانونی نشان می‌دهد که همواره ۵ تا ۶ استان در چند سال اخیر در این زمینه رتبه‌ دارند».

همچنین انجمن علمی روانپزشکان ایران در واکنش به مرگ این هنرمند صاحب‌نام در اطلاعیه‌ای با اشاره تلویحی به افزایش این نوع مرگ در بین طبقات اجتماعی مختلف جامعه اعلام کرد: «اظهار نگرانی از وقوع این نوع مرگ طی سال‌های اخیر در بین هنرمندان، متخصصان، روشنفکران، پزشکان، و دانشجویان، یک زنگ هشدار برای سیاست‌گذاران، برنامه‌ریزان و متولیان امر تلقی می‌شود».

در این اطلاعیه، بخشی از این اقدامات به مسائل اجتماعی و اقتصادی معطوف شده و آمده است: «تورم مهارگسیخته و افزایش روزافزون هزینه‌های زندگی از عوامل جدی افزایش یاس و افت سطح سلامت روانی اجتماعی است که افزایش خودکشی یکی از تظاهرات آن است. چنان‌که اگر هواشناسی گزارش احتمال طوفان بدهد دستگاه‌های مسئول در وضعیت آماده‌باش قرار می‌گیرند و تدابیر پیشگیرانه اتخاذ می‌کنند، اکنون وظیفه‌ نظام سلامت و شورای اجتماعی کشور است که چنین رویه‌ای را در این مورد در پیش بگیرند».

در همین باره حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری ایران به «توسعه ایرانی» گفت: «در هر جامعه‌ای که شاهد مولفه‌هایی از قبیل کاهش سرمایه اجتماعی، کاهش شاخص سلامت اجتماعی باشیم و از سوی دیگر ناکارآمدی‌ها مشاهده کنیم، یا شاهد شرایطی باشیم که مردم در آن جامعه از منظر رفاه و تامین اجتماعی حال خوبی نداشته باشند؛ طبیعتا در کنارش شاخص سلامت روان هم وضعیت مطلوبی نخواهد داشت». به گفته او در این شرایط «اطمینان بخشی و اطمینان آفرینی به گونه‌ای نیست که احساس تعلق اجتماعی بیشتر شود، به همین دلیل ظهور و بروز پدیده‌های اجتماعی، آسیب‌ها و بحران‌های اجتماعی و ... از قبیل خودکشی بیشتر خواهد شد».

او با اشاره به اینکه «تقلیل امر خودکشی تنها به اختلالات روانی فرد منطقی نیست» بر این نکته نیز اشاره کرد که البته موضوع خودکشی را نمی‌توان تنها از منظر مولفه‌های اجتماعی بررسی کرد.

این مددکار اجتماعی با بیان اینکه زمانی که ما از یک پدیده صحبت می‌کنیم باید کارکرد همه نهاد‌ها از جمله نهاد اقتصاد، آموزش، دین، حاکمیت، خانواده و... را ببینیم، گفت: «این نهادها بر هم تاثیر می‌گذارند و از هم تاثیر می‌پذیرند. اگر این نهاد‌ها کارکرد خود را درست انجام دهند هم بر حوزه‌های خودشان تاثیرگذار خواهند بود و هم در سایر حوزه می‌توانند آثار مثبتی بر جای بگذارند. اما متاسفانه اشتباه فاحشی که در تحلیل‌ها در مورد موضوعاتی از این دست رخ می‌دهد، تقلیل دادن این موضوع‌ها به رفتار فردی یا یک اختلال روانی است».

او در ادامه با اشاره به بحران‌های مختلفی که کشور با آن دست به گریبان است و تاثیر آن بر تخریب سلامت روان شهروندان افزود: «به نظر من تقلیل دادن موضوعات اینگونه به فرد و عوامل فردی به نوعی سرپوش گذاشتن روی ناکارآمدی‌هاست».

شرایط سختی که برخی را می‌بلعد

مراسم خاکسپاری کیومرث پوراحمد آن هم با عنوان پر مناقشه «مرگ خودخواسته» در حالی برگزار شد که برای بسیاری دلیل مرگ او پذیرفتنی نبود. محمدرضا عرب، نماینده کانون کارگردانان خانه سینما، در مراسم تشییع جنازه کیومرث پوراحمد گفت که «او سینماگر مطالبه‌گر و معترضی بود، ولی افسرده و ناامید نبود» و «با مرگش اعتراض خود را نشان داد. اعتراض او به شرایط فعلی هم بود و خود را قربانی کرد تا به جوان‌ترها امید دهد».

پس از انتشار خبر خودکشی کیومرث پوراحمد، کارگردان صاحب‌نام سینما، بسیاری عنوان مرگ خودخواسته را بر گزارش مرگ او نهادند و این انتخاب را به شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی و بحران‌های مختلف کشور و ناامیدی و یاس از بهبود شرایط آینده مربوط دانستند

در حالی که بسیاری در شبکه‌های اجتماعی با این تفسیر هم رای بودند و مرگ پوراحمد را در هنگامه‌‌ای که رنجی عمومی دامن مردمان زیادی را گرفته، واکنشی از سر یاس، بی‌آیندگی، درماندگی و میل به تباهی عمومی تفسیر کردند، اما برخی نیز اینگونه رویکرد به مرگ پور‌احمد را حماسه‌سرایی و اقدامی اشتباه توصیف کردند که می‌تواند خود مروج واکنشی نادرست و تباه‌کننده همچون خودکشی باشد. در همین باره، رئیس انجمن مددکاری ایران با انتقاد از رویکرد رسانه‌ها در بازتاب و بررسی دلایل مرگ کیومرث پوراحمد اظهار کرد: «بررسی پدیده خودکشی افراد مشهور، در نوع خود می‌تواند جنبه‌های یادگیری این پدیده را افزایش دهد. این موضوع در ایران به دلیل نبود سیاست رسانه‌ای مشخص، می‌تواند آثار منفی هم در ترویج این پدیده به دنبال داشته باشد».

موسوی چلک با اشاره به اینکه منظور از این سخن این نیست که رسانه‌ها نباید این موضوع را تحلیل کنند، افزود: «اگر تحلیل‌ها منطبق بر سیاست رسانه‌ای نباشد می‌تواند آثار معکوسی به دنبال داشته باشد، چراکه ما از کسی و از کسانی حرف می‌زنیم که مقطعی الگوی ما بودند و خاطرات خوبی از آنها داریم».

افزایش آمار خودکشی در کشور

نکته قابل‌ذکر دیگر در این میان آن است که آمار دقیقی در خصوص خودکشی در کشور ارائه نمی‌شود، اما بسیاری از کارشناسان از رشد چشمگیر اقداماتی از این دست خبر می‌دهند. هر چند برخی ثبت موارد خودکشی و اطلاع‌رسانی در این مورد را در افزایش توجه به این اقدامات بی‌تاثیر نمی‌دانند، اما به نظر می‌رسد، گستردگی آنچه در این حوزه رخ می‌دهد، تنها نتیجه انتشار اخبار در این خصوص نیست.

امیرحسین جلالی ندوشن، رئیس کمیته پیشگیری از خودکشی انجمن علمی روانپزشکان ایران، چندی پیش درباره نرخ خودکشی در ایران اظهار کرد: «در چند سال گذشته حدودا ۴۲۰۰ مرگ سالانه بر اثر خودکشی به ازای جمعیت کشور داشته‌ایم که عدد متوسط آن ۶.۲ در ۱۰۰ هزار نفر جمعیت را شامل می‌شود». هر چند این عدد در قیاس با برخی دیگر از کشورها، بهتر است، اما شیب افزایشی آن نشان می‌دهد جامعه ایرانی در سال‌های اخیر از نظر سلامت روان آسیب‌های جدی دیده است.

جلالی در عین حال گفت که «طی ۱۰ سال گذشته یعنی از سال ۸۸ تا ۹۸، شیب موارد خودکشی در ایران رو به بالا بوده» و به نظر می‌رسد، این نرخ با توجه به تغییرات اجتماعی و سیاسی کشور اکنون بالاتر هم رفته باشد.

به هر حال مرگ خودخواسته و بهت‌آور کیومرث پوراحمد، زنگ خطر این پدیده را بار دیگر به صدا درآورد و به حاکمیت و دغدغه‌مندان امور اجتماعی هشدار داد که تکرار موارد خودکشی در کشور؛ آسیبی جدی و تهدیدی نگران‌کننده‌ است.

منبع: روزنامه توسعه ایرانی/شماره1320/ شنبه 19 فروردین 1402

احساس تنهایی در دنیای شلوغ

احساس تنهایی در دنیای شلوغ

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

یکی از نیاز های مهم انسان ها در زندگی اجتماعی احساس رضایت از زندگی، سرخوشی و سر زندگی است. انسان های که احساس مفید بودن می کنند و می توانند در برنامه های اجتماعی مشارکت داشته باشند و تاثیر گذار هم باشند می توانند دربرآورذده شدن این نیاز مهم موفقیت داشته باشند. البته هستند انسان های بزرگی که در مقاطعی از زندگی در عرصه هایی کاری خود بسیار تاثیر گذار بودند ولی ممکن است همین انسان های بزرگ و موفق در مقاطعی از زندگی خود، در مقطع دیگری بنا به دلایل مختلف چنین موفقیتی را احساس نکنند و رضایت از زندگی خودشان کمتر و کمتر شود. معمولا چنین افرادی در این زمان ها بیش از هر زمانی نیاز به توجه دارند تا احساس تنهایی نکنند. گاهی اوقات افراد مشهور و شناخته شده و به نظر همه ما انسان های موفق در حوزه کاری شان که ممکن است خاطرات خوبی هم از آنها داشته باشیم ولی وقتی از نزدیک با زندگی شان آشنا می شویم ممکن است احساس تنهایی زیادی داشته باشند. فرانموش نکنیم که یکی از نیاز های بشر وجود ارتباط با دیگران است. در راستای این ارتباط است که افراد می توانند به هم مهر بورزند، محبت کنند و از حال هم خبر داشته باشند. متاسفانه امروزه بنا به دلایل مختلف از جمله گسترش تکنولوژی، تغییر ساختار خانواده ها و ارتباطات مردم در محله ها، مشغله های فراوان فرصت دیدار های چهره به چهره کم شده است و همین موضوع باعث شده دوری فیزیکی که نتیجه اش دوری عاطفی نیز می تواند باشد در جامعه بیشتر شود. فقر محبت بین مردم و حتی خانواده ها و احساس تنهایی اجتماعی که امروزه یکی از نگرانی های جدی محسوب می شود نیز موضوع جدی است که نباید از آن غافل شویم. چرا که در این صورت که افراد احساس تنهایی می کنند احتمال آسیب پذیر شان در ابعاد سلامت روانی- اجتماعی بیشتر شود. تاملی بر برخی آمار های ارایه شده توسط وزارت بهداشت در چند سال اخیر گویای آمار قابل توجه افراد دارای اختلالات روانی است که قبلا این درصد شیوه بین 23 تا 25 ئرصد اعلام شده بود و آخرین آماری که منتشر شده بود حدود 29 درصد بود که بسیار نگران کننده تر شده است . بعد از تجربه بحران کرونا و مشکلات اقتصادی و اتفاقاتی که در کشور افتاده است حتی نهادها و تشکل های حوزه روانشناسی هم بار ها از سونامی این موضوع در جامعه سخن به میان می آورند. بدون شک جامعه ای که در حوزه های سلامت روانی- اجتماعی اینگونه تهدید می شود یابه عبارت دیگر تهدیده اشت آبستن پذیرش اتفاقات تلخ تر و دردناک تر هم باید باشد که از جمله آنها می توان به اقدام به خودکشی ، گرایش به سوء مصرف مواد مخدر و روانگردان ها، الکل و.... اشاره کرد. نگرانی من به عنوان یک مددکار اجتماعی که بار ها وبارها هم در باره نوشتم و گفتم این است که ارتقاء سلامت روانی اجتماعی باید در کشور جدی گرفته شود در غیر این صورت باید هرساله شاهد پیامد های منفی این غفلت باشیم. گر چه لازم است اشاره کنم که تاثیر عوامل و شرایط اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی را در افزایش یا کاهش شاخص های سلامت روانی اجتماعی نباید نادیده گرفته شود.

منبع: روزنامه آرمان ملی،شماره 1523/ شنبه 19 فروردین 1402

پیام همدردی انجمن مددکاران اجتماعی ایران با خانواده:   زنده یاد حاج عبدالرحمن وجودی

هو الباقی

پیام همدردی انجمن مددکاران اجتماعی ایران با خانواده:

زنده یاد حاج عبدالرحمن وجودی

بگذار تا بگریم، چون ابر در بهاران/ گز سنگ ناله خیزد، روز وداع یاران

هر کو شراب فرقت، روزی چشیده باشد/ داند که سخت باشد قطع امیدواران

سعدی به روزگاران، مهری نشسته بر دل/ بیرون نمی تواند کرد الا به روزگاران

انسانها در طول حیات خود نقش های مختلفی را می پذیرند که هر یک در جای خود دارای اهمیت است. یکی از این نقش های مهم در زندگی اجتماعی، خدمت کردن به خلق خداست که از جمله مصادیق آن خانواده های نیازمند و افراد دارای نیاز های خاص و گرفتار هستند.زنده یاد عبدالرحمن وجودی بیش از 40 سال از خدمات خود را بطور مستقیم در این زمینه ارایه کرده بودند چرا که از صمیم قلب باور داشت که « عبادت به جز خدمت خلق نیست». به همین دلیل برای ایشان تفاوتی نداشت که انسان های نیازمند از کدام قوم و زبان بودند. ساکن لرستان بودند یا فارس وچهار محال و بختیاری یا بم و کوهین و قاقازان، سبزوار، رودبار و منجیل، خوزستان و تهران و یا هر جای دیگر از ایران عزیز. هر جا کار فرصت خدمت بود زنده یاد وجودی هم بودند. ایشان مصداق عملی این شعر سعدی بودند که« بنی آدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک پیکرند/ چون عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضو ها را نماند قرار. زنده یاد «دکتر سیداحمد حسینی حاجی بکنده» و دکتر حبیب آقابخشی از استادان بزرگ مددکاری اجتماعی و مدیر موفقی همچون دکتر محمد علی طالبی همیشه به ما توصیه می کردند از توانایی زنده یاد وجودی در برنامه ریزی های اجتماعی مربوط به خدمات مددکاری اجتماعی مشاوره بگیریم. انجمن مددکاران اجتماعی ایران این افتخار را دارد که در سالیان سال بویژه در دهه اخیر از مشاوره های موثر ایشان و دانش و تجربه ارزنده شان بهره بگیرد و به همین دلیل اگر شما پدری بزرگوار، برادری وفادار، همسری مهربان و پدر بزرگی مسوولیت پذیر را از دست دادید ما هم مشاوری امین، مدیری توانمند، خوش فکر و انسانی نیکو کار را از دست دادیم. مهمترین آرزوی ایشان که در کتاب «گنجینه» انجمن به آن اشاره می کند کاهش فقر و توانمند شدن فقراست. چرا که به خوبی آثار منفی فقر را بر تار و پود زندگی می شناخت. در همین کتاب ضمن ابراز علاقه به موسیقی لری، ورزش، آبگوشت وکباب بروجردی همراه با سبزی همین منطقه و دو غ روستای ونایی شعری را که به عنوان بهترین شعر انتخاب می کند از حافظ شیرازی است که بوی نوروز و زندگی، جاوادنگی، دوستی و مهربانی و به زیستن اجتماعی می دهد:

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/ عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد/ چشم نرگش به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل/ تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شمردیدش صحبت/ که به باغ آمد و از این راه و از آن خواهد شد.

زنده یاد وجودی در همین نوروز و در باغ و در کنار عزیرترین کسان خود به وادی حق شتافت ولی نام نیکش همیشه مانا خواهد بود چرا که به گفته سعدی:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز/ مرده آن است که نامش به نکویی نبرند.

روحش شاد.

انجمن مددکاران اجتماعی ایران

«ماست مالی» خود نوعی ماست مالی است

«ماست مالی» خود نوعی ماست مالی است

سید حسن موسوی چلک

«ماست مالی» خود نوعی ماست مالی است

در این روزها فیلمی به دفعات بازنشر داده شد، در این فیلم فردی با سطل ماست بر سر دو خانم شهروند ایرانی که احتمالا روسری نداشتند یا روسرشان افتاده بود، ماست ریخت تا از این طریق امر به معروف یا نهی از منکر کند.

تجربه زیسته بیش از چهل سال در کشورمان نشان می‌دهد که این نوع برخورد با یک موضوع فرهنگی نه تنها پاسخ مثبت نمی‌دهد و اثرگذار نیست بلکه اتفاقا نتیجه معکوس دارد. مگر فراموش کردیم با افرادی که در دهه‌های قبل این‌گونه برخورد کردیم چه نتایجی به‌دنبال داشت؟ اگر تاثیرگذار بود که این وضعیت را نباید شاهد باشیم. یا اخبار دیگری منتشر شد که چند کافه یا رستوران یا فروشگاه بسته شدند یا در فرودگاه کارت پرواز صادر نمی‌کنند مگر این‌که در همان لحظه متصدی صدور کارت پرواز، فرد را با روسری ببیند. حال یک قدم بعد روسری دارد یا نه، اصلا مهم نیست. یا برخی از تریبون‌ها پیشنهاد می‌دهند، حتی گاهی فراتر از پیشنهاد امر می‌کنند که مردم اگر چنین وضعیتی را مشاهده کردند خودشان اقدام کنند و...

اصل مشکل جای دیگری است که نتوانستیم با استفاده از تمام ظرفیت‌های فرهنگی، آموزشی و ... در جامعه پذیری و پذیرش ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی موفق عمل کنیم، برای حفظ ظاهر اقدام به‌چنین رفتارهایی می‌کنیم که همه‌مان به‌خوبی از چگونگی تاثیرگذاری آن آگاه هستیم و می‌دانیم که با یک سطل ماست کسی با حجاب نمی‌شود که اگر می‌شد قیمت ماست از دلار هم بالاتر می‌رفت. تجربه نشان داده که این نوع رفتارها خود نوعی ماست مالی بر ضعف عرصه‌های فرهنگی و حتی پوششی برای ناکارآمدی‌ها در حوزه‌های اقتصادی و.. است.

منبع:خبرآنلاین/ سه شنبه 15 فروردین 1401

سزاوار معلم نبود

سزاوار معلم نبود

سید حسن موسوی چلک

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران

از زمانی که پا به مدرسه گذاشتم همیشه یک موضوع به من و همکلاسی هایم گوشزد می شد و آن این که احترام معلمین تان را نگهدارید.تاملی بر سیره پیشوایان دین اسلم هم در خصوص اهمیت وجایگاه معلم به خوبی روشن است. این سخن از امام علی(ع) که هر کس کلمه ای به من بیاموزد من را تا آخر عمره بنده خود کرده است، خود یک نمونه از اهمیت جایگاه معلم است. مطالعه جایگاه معلم در برخی از کشور های مختلف بخصوص کشورهای پیشرفته از قبیل ژاپن و.. هم خود گویای تلاش کشور ها برای حفظ و ارتقاءجایگاه و منزلت اجتماعی معلمین می باشد.

تاملی بر آن چه بر معلمین عزیز سرزمینم در این سال ها گذشت قلبم را به درد می آورد. از نحوه اجرای رتبه بندی معلمین تا پرداخت نشدن حقوق شان در پایان سال وحتی میزان حقوق شان و در نهایت اعتراضات وتحصن های متعددی که در طی چند سال اخیر توسط معلمین تا بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش انجام شده است خود نشانه هایی از نارضایتی این قشر فرهیخته است. دراین سال ها که تورم و گرانی برای خیلی از مردم تقریبا کمر شکن شده است این نوع برخورد ها که چیزی شبیه تحقیر این معلمین عزیز می باشد، نه تنها اصلا شایسته شان نیست بلکه ظلم در حق آنان و ظلم بزرگتر در حق جامعه است. فراموش نشود که آینده هر کشوری از مدرسه می گذرد که یکی از اضلاع مهم در تعیین این آینده، معلمین هستند. بهانه های از قبیل جمعیت بالای معلمین و بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش و مشکل در تامین منابع مالی و.. بهانه ای برای سرپوش گذاشتن بر ناکاآمدی در تامین نیازهای این قشر بزرگ و مهم در جامعه است. با تجه به سوابق اجرایی حداقلی و شناختی که دارم منکر دشواری های مالی برای تامین منابع نیستم ولی این ناهماهنگی ها و بازی کردن با نام معلمین و.. ربطی به تامین منابع ندارد. به نظر می رسد که نادیده گرفتن معلمین بیش از هر چیزی جلوه می کند و این اصلا زیبنده جایگاه و منزلت معلمین نیست. با شناختی که از معلمین عزیز دارم اعتراف می کنم که این عزیران علیرغم همه مشکلاتی که برای شان ایجاد می شود برای تدریس و فعالیت های آموزشی کم کاری نمی کنند چون وجدان شان اجازه نمی دهد و مردم سرزمین شان را دوست دارند و آینده این سرزمین هم برای شان مهم است ولی این فداکاری ها، دلیلی بر نادیده گرفتن حق شان و حفظ منزلت اجتماعی شان نیست.

منبع: روزنامه آرمان ملی، شماره 1519/دوشنبه 14 فروردین 1402

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مز

بررسی افت تحصیلی در کافه خبر

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

یک کارشناس به خبرآنلاین گفت: « نظام آموزش و پرورش باید متناسب با نیاز روز بازنگری شود، در این بازنگری تحمیل یک ایدئولوژی خاص، بدون شک محکوم به شکست است، جنس پرورش از جنس فرهنگی و اجتماعی است، موضوعات فرهنگی و اجتماعی با تحمیل نهادینه نمی‌شوند.»

مظاهر گودرزی: افت تحصیلی دانش‌آموزان زیاد شده است، طوری‌که دی سال گذشته علیرضا منادی، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفته بود که «متوسط معدل دانش‌آموزان در کشور ۱۱.۵ است که باید دلایل آن بررسی شود.» برخی از خانواده‌ها هم از بی‌توجهی فرزندان‌شان به درس و افت تحصیلی آن‌ها شکایت دارند، اما در این میان کارشناسان معتقدند افت تحصیلی دانش‌آموزان در وضعیت کنونی چیزی غیرعادی نیست. سیدحسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و محمدتقی فلاحی، معلم با حضور در کافه خبر خبرآنلاین به بررسی این مسئله پرداختند، آن‌ها معتقدند مجموع عوامل بیرونی و درونی مدرسه سبب افت تحصیل دانش‌آموزان شده است، مسئله‌ای که به‌نظر آن‌ها تمامی ندارد و باید در پایان سال تحصیلی یک بار دیگر منتظر آن شد، به‌عقیده آن‌ها شیوع ویروس کرونا و آموزش غیرحضوری، به روز نشدن شیوه آموزش و محتوای کتاب‌های درسی، بی‌انگیزه بودن دانش‌آموزان و معلمان، در کنار اعتراضات دانش‌آموزی و سریال مسمومیت‌های سال گذشته از جمله عوامل افت تحصیل در پایان سال تحصیلی است.

متن کامل گفت‌وگو در ادامه آمده است.

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

گزارش‌ها نشان می‌دهد دانش‌آموزان افت تحصیل دارند، به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟

موسوی چلک: پاسخ این سوال در چند سال قبل است، یعنی از زمانی که ویروس کرونا وارد ایران شد؛ بعد از شیوع کرونا روش آموزش غیرحضوری جایگزین مدل قبلی شد، با این روش دانش‌آموزانی که باید در ۱۸ سالگی تلفن همراه داشته باشد به تلفن همراه دسترسی پیدا کردند، این وضعیت تقریباً ۲.۵ سال طول کشید، در این دوران خیلی از تکالیف و امتحانات را والدین به‌جای دانش‌آموزان انجام دادند.

از تلفن همراه نام بردید، دسترسی به تلفن تاثیری در یادگیری دانش آموزان داشت؟

موسوی چلک: بله، به‌دلیل داشتن تلفن همراه دانش‌آموزان به فضای مجازی دسترسی پیدا کردند، آن‌ها با محتواهایی مواجه شدند که برای‌شان جذابیت داشت اما در مقابل آموزش‌هایی که از مدرسه دریافت می‌کردند آن جذابیت لازم را برای آن‌ها نداشت. باید گفت که دوران کرونا سبک زندگی، کیفیت ارتباطات و الگوهای دانش آموزان را تغییر داد، این‌ها همگی مولفه‌های جدی برای تاثیر در یادگیری دانش‌آموزان هستند.

بنابراین این‌که امروز معدل دانش‌آموزان افت کرده یکی از دلایل آن شیوع ویروس کرونا و مواجهه با روش جدید آموزش بود، اما دو اتفاق دیگر هم داریم که سبب می‌شوند در پایان این سال تحصیلی معدل دانش‌آموزان باز هم روند کاهشی داشته باشد، یکی اضافه شدن دانش‌آموزان به اعتراضات شهریور گذشته و دیگری ماجرای مسمومیت‌های سریالی در مدارس. هر سه این اتفاقات سه ویژگی داشت.

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

اجازه بدید قبل از بیان سه ویژگی برای مواردی که نام بردید همین سوال را از آقای فلاحی بپرسم، جناب فلاحی به‌نظر شما دلیل افت تحصیلی دانش‌آموزان چیست؟

فلاحی: افت تحصیلی دانش‌آموزان اتفاق جدیدی نیست و سال‌ها در آموزش‌وپرورش وجود داشته است، این مسئله دلایل زیادی دارد، اما بخش زیادی از آن در خود مدرسه است، مثل این‌که دانش‌آموزان ما بی‌انگیزه هستند، علاوه بر این معلم‌ها هم بی‌انگیزه هستند، وقتی یک معلم نارضایتی داشته باشد تسلط کامل خود را موقع آموزش به دانش‌آموزان از دست می‌دهد، توجه کنید که نحوه رتبه‌بندی معلم‌ها چقدر ضد انگیزه عمل کرد و سبب شد ذهن معلم‌ها درگیر شود. درکنار همه این‌ها کلاس‌های درس استاندارد نیست و شیوه آموزش کنکور زده شده که کیفیت آموزش را زیر سوال برده است، این‌ها از دلایل مهم افت تحصیلی دانش‌آموزان هستند،

همچنین این نکته را باید درنظر بگیریم که یکی از شاخص‌های ارزیابی مدرسه و معلمان درصد قبولی‌ها است، همین مسئله سبب شده یک فشاری از طرف ادارات آموزش و پرورش بر روی مدیران مدارس و از طرف مدیران روی معلم‌ها وجود داشته باشد، که باید درصد قبولی آن‌ها بالا باشد، همین مسئله به فساد زیادی دامن زده است.، می‌خواهم بگویم این کاهش معدل دانش‌آموزان علیرغم وجود معدل‌سازی‌ها است.

ما امسال وضعیت آموزش خوبی در مدارس نداریم، تعطیلی‌های پیاپی به دلیل آلودگی هوا و سرما، و البته ماجرای مسمومیت‌ها قطعاً تاثیر خودش را درباره معدل دانش‌آموزان و کیفیت آموزش خواهد گذاشت، به نظرم اگر معدل دانش‌آموزان در پایان سال نشان دهنده افت تحصیل نباشد نشان دهنده معدل‌سازی‌هایی است که در برخی مدارس شکل می‌گیرد.

آقای موسوی، شما از شیوع ویروس کرونا، اعتراضات دانش‌آموزی و ماجرای مسمومیت مدارس دخترانه و نقش آن‌ها در افت تحصیلی دانش‌آموزان در امروز و احتمالاً پایان سال گفتید، در سوال قبلی می‌خواستید سه ویژگی مشترک این اتفاقات را نام ببرید، ویژگی مشترک آن‌ها چیست؟

موسوی چلک: هر سه مواردی که گفتم اضطراب، استرس، ترس و نگرانی را برای دانش‌آموزان افزایش داد، این مقدار ترس و نگرانی برای یک گروه سنی‌ای هست که هنوز مهارت تاب‌آوری ندارد، این گروه سنی تجربه لازم در زندگی ندارند و گاهی نمی‌دانند چطور از خودشان مراقبت کنند. با این شرایط اگر معدل دانش‌آموزان کم نمی‌شد یا در یادگیری افت نمی‌کردند باید تعجب می‌کردیم، اگر آن‌ها در این شرایط نمرات خوبی می‌گرفتند احتمالاً من به عنوان یک شهروند می‌گفتند مدرسه به آن‌ها نمره داده است، چراکه اتفاقاتی‌که برای دانش‌آموزان رخ داد سنگین‌تر از سن و تجربه‌ آن‌ها بود.

همچنین علاوه بر دانش‌آموزان کادر آموزشی هم تحت تاثیر این شرایط بودند، کادر آموزشی در دوران کرونا فوت شدند، خیلی از آن‌ها در دوران کرونا مهارت کار با فضای مجازی را نداشتند، آن‌ها هم نگران اعتراضات و ماجرای مسمومیت‌ها بودند، بنابراین به کادر آموزشی هم استرس زیادی وارد شد. از طرفی والدین هم به عنوان یکی از عوامل تاثیرگذار در کیفیت آموزش دانش‌آموزان مخصوصاً در دوران کرونا، به‌شدت از فضای کووید متاثر شدند، آن‌ها هم تحت تاثیر اعتراضات و وضعیت مسمومیت‌ها قرار گرفتند، بنابراین این استرس و نگرانی هم به آن‌ها اضافه شد. بنابراین سه ضلع یک مثلث، یعنی دانش‌آموز، اولیای مدرسه و همین‌طور اولیای دانش‌آموزان درحال تجربه بحران هستند، آن‌ها نمی‌توانند در این وضعیت راهبری کنند.

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

این راهبری و مدیریت بحران باید توسط چه‌کسی انجام شود؟

موسوی چلک: طبیعتاً خارج از این سه ضلع مثلث هستند، مانند مردم و دولت، اما همگی در این بحران گیر افتادند.

از دولت نام بردید، به‌نظر شما آموزش و پرورش به عنوان بخشی از بدنه دولت چه اتفاقی را باید رقم می‌زد که در مواجهه با بحران‌هایی که نام بردید دانش‌آموزان دچار افت تحصیل نشوند؟

موسوی‌چلک: در چنین فضایی، مخصوصاً در مواجهه با کرونا نظام آموزش ما با همان روش‌های قبلی کار خودش را ادامه داد، تغییر کیفیت آموزش با سوالات و روش‌های قبل از شیوع کرونا شدنی نیست. بنابراین کیفیت آموزش و سنجش باید تغییر می‌کرد، مثلاً اقدامی که در هند انجام شد را بگویم، آن‌جا اجازه داشتند با توجه به شرایط روز محتوای آمورش را تغییر دهند، ما در مقطعی قرار داریم که دیگر روش‌های قبلی در کیفیت آموزش تاثیرگذار نیست چراکه دانش‌آموز ما دیگر آن دانش‌آموز قبل از شیوع کرونا نیست.

برخی معتقدند با نزدیک شدن دانش‌آموزان به فضای مجازی به دلیل شیوع کرونا آن‌ها اطلاعات بیشتری از شرایط کشور دریافت کردند، این‌که اوضاع اقتصادی بد شده یا موارد دیگری مانند این، این قبیل از مسائل چه تاثیری در افت تحصیلی دانش‌آموزان داشت؟

موسوی چلک: امروز درس و تحصیل اولویت دانش‌آموزان نیست، اما ممکن است هنوز اولویت والدین باشد، برای همین میان دانش‌آموزان دیگر انگیزه‌ای وجود ندارد، از خودشان سوال می‌پرسند چرا درس بخوانیم؟ اگر پاسخ قانع کننده نگیرد درس نمی‌خواند، تا حیاط مدرسه هم فقط برای پدر و مادرش می‌رود. در گذشته زمانی‌که ما دیپلم می‌گرفتیم برای‌مان کار بود، من خودم زمانی‌که لیسانس گرفتم بالای ۱۰ مرکز من را برای استخدام می‌خواستند، اما دانش‌آموز امروز به این رسید که پدرش استاد دانشگاه است اما نمی‌تواند هزینه‌های زندگی را تامین کند، در مقابل متوجه می‌شود کسی‌که مثلاً در یک تعمیرگاه کار می‌کند ماشین شاستی بلند دارد، دانش‌آموزان این وضعیت را بررسی می‌کنند، آن‌ها کاملاً محاسبه‌گر هستند، از خودشان می‌پرسند پدر ما که درس خواندند آخرش چه شد؟ بنابراین فکر می‌کنند اگر فقط ناخن بکارند درآمد بیشتری دارند. دانش‌آموزان و فرزندان این نسل محاسبه‌گر هستند، آن‌ها در فضای مجازی سطحی‌نگر نیستند و برای استدلال اهمیت قائل‌اند.

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

آقای فلاحی شما هم به مسئله نبود انگیزه در دانش‌آموزان اشاره کردید، درباره آن توضیح بیشتری می‌دهید؟

فلاحی: با نگاهی که جامعه به موفقیت دارد، این سوال در ذهن دانش‌آموز ایجاد می‌شود که آیا تحصیل کردن واقعاً او را به موفقیت می‌رساند؟ این نظام آموزشی طبقاتی شده که در آن چیزی به اسم آموزش رایگان وجود ندارد، دیگر نمی‌تواند تحرک طبقاتی ایجاد کند، در دهه پنجاه و شصت این ویژگی در آموزش و پرورش ما وجود داشت، خاستگاه خیلی از چهره‌های مطرح یا استادان دانشگاه روستا بود، آن‌ها توانستند از طریق آموزش و تحصیل طبقه اجتماعی خودشان را عوض کنند، اما این آموزش و پرورش چنین ظرفیتی را ندارد، اگر نتایج کنکور را بررسی کنید معلوم می‌شود دانش‌آموزان از کدام مدارس وارد دانشگاه‌ها می‌شوند، لذا تحصیل برای کسب موفقیت در آینده برای یک قشر خاص شده که شاید از نظر مالی هم چندان به آن نیازی نداشته باشند و فقط برای کسب وجهه اجتماعی به دنبال تحصیل هستند، لذا انگیزه دانش‌آموز برای درس خواندن کم شده است.

موسوی چلک: ما این روزها باید بیشتر از همیشه مراقب بچه‌های خودمان و دیگران باشیم، اجازه بدید این‌طور بگویم، باید بیشتر از همیشه مراقب فرندان ایران زمین باشیم.

چه‌چیزی شما را نگران کرده است؟

موسوی چلک: سنگینی فشارهایی که در این مقطع دانش‌آموزان تحمل کردند من را نگران کرده است، فشارهایی که بچه‌ها در این مدت خصوصا در دوره مسمومیت‌ها تجربه کردند ظلم در حق‌شان بود. این بچه‌ها خیلی معصوم هستند، وقتی برای مراقبت از آن‌ها مجبور شدیم جلوی در مدرسه پلیس بگذاریم یعنی ترس در وجودشان نهادینه می‌شود، نه این‌که پلیس ایجاد ترس می‌کند اما دانش‌آموزان فضای ناآرامی را تجربه می‌کنند.

شما به مواردی بیرون از مدرسه اشاره کردید که سبب افت تحصیلی دانش‌آموزان شده است، درخصوص خود مدرسه و وضعیت آموزش چه‌طور، این موارد در افت تحصیلی چقدر نقش داشتند، خیلی‌ها معتقدند دانش‌آموزان با کتاب‌های درسی و محتوای کتاب‌ها ارتباط برقرار نمی‌کنند، نظرتان چیست؟

فلاحی: محتوای کتاب‌های درسی ربطی به زندگی روزمره دانش‌آموزان ندارند، به‌خاطر این‌که آموزش و پرورش ما یک نظام ایدئولوژیک است یک‌جور ایده‌آل‌گرایی در برنامه‌ریزی و تدوین کتاب‌های درسی آموزش و پرورش وجود دارد، لذا صرف نظر از این‌که دانش‌آموز از نظر جهان ذهنی خودش کجا سیر می‌کند آموزش و پرورش نمونه ایده‌آل دانش‌آموز مدنظر خودش را در کتاب‌ها جست‌وجو می‌کند، بنابراین دنبال القا ذهنیات به دانش‌آموزان است، از این منظر یک تناقض میان زیست فردی دانش‌آموز با آن‌چه در کتاب‌های درسی هست وجود دارد، برای همین شاید دانش‌آموزان دنبال کسب معدل نیستند.

موسوی چلک: بازنگری در شیوه آموزش و محتوا متناسب با نیاز امروز انجام نشده است، دانش‌آموز اول متوسطه امروز، دانش‌آموز اول متوسطه چهارسال قبل نیست اما محتوا و اطلاعات آموزش ما برای چهار سال قبل است، محتوای آموزش باید متناسب با تفاوت‌های دانش‌آموزان باشد. نکته مهم تعاملی است که مدرسه باید با والدین داشته باشد، در این سال‌ها ارتباط مدارس با والدین کمرنگ شده است.

معلم ناراضی، دانش‌آموز بی‌انگیزه،‌افت تحصیلی نداشته باشیم؟/ امسال تعطیلات آلودگی‌هوا و مسمومیت‌ها مزید علت می‌شوند

انگار زبان اولیای مدرسه با زبان خانواده‌ها متفاوت است، دانش‌آموزان در خانه از خانواده و اولیای خود مفاهیم دیگری یاد می‌گرند که کاملاً با مفاهیم مدرسه تفاوت دارد، این سبب دوگانگی دانش‌آموزان نمی‌شود؟

موسوی چلک: نظام آموزش و پرورش باید متناسب با نیاز روز بازنگری شود، در این بازنگری تحمیل یک ایدئولوژی خاص، بدون شک محکوم به شکست است، جنس پرورش از جنس فرهنگی و اجتماعی است، موضوعات فرهنگی و اجتماعی با تحمیل نهادینه نمی‌شوند، نتیجه این تحمیل این می‌شود که دانش‌آموزان به آموزش‌های مدرسه باور ندارند، چراکه متناسب با خواست و نیاز نیست. وقتی تعارض میان آموزش و پرورش و نیاز دانش‌آموزان وجود دارد، هرآنچه که به عنوان آموزش به دانش‌آموز ارائه می‌شود نهادینه نخواهد شد، درحالی‌که ما امروز شاهد وجود این تعارض هستیم، آن هم به این دلیل که آن نظام هوشمندی که باید رصد کند و متناسب با رصد محتوا خلق کند وجود ندارد.

با این وجود می‌شود گفت که آموزش و پرورش از کارکرد خودش فاصله گرفته است؟

فلاحی: به نظرم اگر نگوییم کارکرد آموزش و پرورش به صفر رسیده اما خیلی هم دور از صفر نیست.

موسوی چلک: وقتی پرورش و آموزش مبتنی بر نیاز نباشد تاثیرگذاری نخواهد داشت، ضمن این‌که پرورش همیشه در حاشیه است و همیشه هم یک نوع خاصی از آن در مدرسه دنبال می‌شود که دانش‌آموزان به عنوان نیاز اصلی به آن باور ندارند، در نظام آموزش و پرورش ما از قبل هدف تعیین شده است و قرار است دانش‌آموزان را به آن هدف نزدیک کنند، نمره را می‌شود به هدف تعیین شده رساند، اما سواد اجتماعی را نمی‌شود، چراکه در سواد اجتماعی نیازها ثابت نیستند، ما در مسائل اجتماعی با تنوع مواجه هستیم، ما باید تنوع‌ها را بپذیریم تا کارکردی که از آموزش و پرورش دنبال می‌کنیم اتفاق بیفتد، هیچ‌جایی مانند آموزش و پرورش بستر مناسبی برای ارتقاء سواد اجتماعی ندارد، حرکت‌های انجام شده است اما به اندازه کافی نیست.

منبع: خبرآنلاین/14 فروردین 1402

نوروز، بهترین ایام برای نهادینه‌شدن فرهنگ گفت‌وگو در درون خانواده است

در گفت‌وگو با پانا عنوان شد؛

نوروز، بهترین ایام برای نهادینه‌شدن فرهنگ گفت‌وگو در درون خانواده است

خانواده ایرانی در نوروز

تهران (پانا) - رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ایام تعطیلات نوروز را بهترین فرصت برای باهم بودن والدین و دانش‌آموزان عنوان کرد و گفت این ایام فرصتی است تا گفت‌وگو شکل بگیرد و فرهنگ گفت‌وگو در درون خانواده‌ها نهادینه شود.

سیدحسن موسوی چلک در گفت‌وگو با پانا با بیان اینکه تعطیلات نوروز، تعطیلاتی شادمانه است و ویژگی این تعطیلات شاد بودن و باهم بودن است، اظهار کرد: «درست است که سفر گران شده ولی می‌توان سفر را ارزان‌تر هم برگزار کرد. در طول سفر فرصت باهم بودن بیشتری وجود دارد و طبیعت‌گردی، رفتن به کوه، پیاده‌روی خانوادگی، ورزش‌های گروهی و خانوادگی می‌تواند فرصتی باشد که خانواده بهره‌مند شوند.»

وی تعطیلات نوروز را بهترین فرصت برای باهم بودن والدین و فرزندان عنوان کرد و گفت: «در طول سال خانواده‌ها به‌خاطر شرایطی که دارند، کمتر از ایام نوروز فرصت باهم بودن را تجربه می‌‌کنند. نوروز، زمانی است که باهم بودن پدر، مادر و فرزندان شکل می‌گیرد و آنچه در این ایام مهم است، این است که والدین برخی مشغله‌های عادی را کنار بگذارند و وقت بیشتری را با فرزندان خود بگذرانند.»

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران افزود: «والدین باید در ایام نوروز وقتی را برای بازی کردن، سفر رفتن و طبیعت گردی با کودکان و نوجوانان اختصاص دهند و کنار فرزندشان باشند. این ایام بهترین فرصت است که والدین صله رحم را به فرزندان خود بیاموزند. ضمن اینکه تکالیف مدرسه فرزندان نیز باید با برنامه‌ریزی مشترک با محوریت دانش‌آموزان انجام شود تا تکالیف خود را انجام دهند و از بودن در کنار هم لذت ببرند.»

موسوی چلک تصریح کرد: «طبیعی است در ایام نوروز هر چقدر بیشتر خانواده‌ها باهم باشند، شناخت اعضای خانواده از یکدیگر بیشتر می‌شود. بنابراین گفت‌وگوهایی که صورت می‌گیرد، می‌تواند جذاب باشد و آنها را به هم نزدیکتر کند و صمیمت خانواده را در درون خانواده افزایش دهد و در نهایت بازسازی روحی خوبی برای همه اعضای خانواده است.»

رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با تاکید بر اینکه نوروز فرصت خوبی برای تقویت گفت‌وگوی اعضای خانواده است، گفت: «با توجه به اینکه نوروز فرصت بیشتر باهم بودن است، خود به خود می‌تواند فرصت بیشتری برای گفت‌وگو نیز فراهم کند. البته منوط به این است که موضوعات مشترک را برای گفت‌وگو انتخاب کنند تا برای همه اعضای خانواده جذابیت داشته باشد. اگر موضوع برای پدر، مادر جذاب باشد و برای فرزند جذاب نباشد گفت‌وگویی صورت نمی‌گیرد زیرا یکی از ویژگی‌های گفت‌وگو، تعامل دو طرفه است و با تعامل است که می‌توانیم از گفت‌وگو لذت ببریم. بنابراین ایام تعطیلات فرصت خوبی است که گفت‌وگو شکل بگیرد و فرهنگ گفت‌وگو درون خانواده‌ها نهادینه شود.»

منبع:خبرگزاری پانا. چهارشنبنه 2 فروردین 1402

 
  BLOGFA.COM