بازماندگان تحصیل، بازمانده از نگاه مسوولان
یادداشت: بازماندگان تحصیل، بازمانده از نگاه مسوولان
سید حسن موسوی چلک
رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران
یکی از اصول مترقی در قانون اساسی ما اصل 30 قانون اساسی مبنی بر آموزش رایگان است و گرچه متاسفانه با طبقه بندی مدارس غیرانتفاعی و غیره این اصل خدشه دار شده ولی زمانی که آن را تدوین می کردند به اهمیت آموزش رسمی به صورت رایگان پی برده و نوشته بودند. اما براساس شواهد عده ای از افراد را داریم که بازمانده از تحصیل میشوند یا به واسطه ترک تحصیل یا به واســطه اینکه برای کار و غیره مجبور میشوند تحصیل را کنار بگذارند. در قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ســال 99 و آیین نامه اجرایی ماده 6 همین قانون در سال 1400 که در هیات دولت مصوب شــد، برای موضوع بازماندگان از تحصیــل به صراحت تکالیفی مشخص شــد. به اســتناد قانون، چون عده ای از افراد که بازمانده از تحصیل میشوند واقعا به دلیل ناتوانی در تامین هزینه ها اعم از فقر و نیازمندی، شرایط اقتصاد نامناســب خانواده، الزام به کار بچه ها برای تامین معاش خانواده است به همین دلیل در این قانــون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ســال 99 ، آموزش و پرورش با همکاری ثبت احوال موظف شدند سه ماه قبل از آغاز سال تحصیلی این افراد را شناسایی کنند و در صورتی که نیازمند حمایت اجتماعی باشند تا به مدرسه برگردند، آنها را به ســازمان بهزیستی یا نهادهای حمایتی معرفی کنند تا این سازمانها هم بتوانند با حمایت اجتماعی مانع از بازماندگی تحصیل یا ترک تحصیل این افراد شوند چون به استناد همین قانون، بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل از مصادیق وضعیت مخاطره آمیز تعریف شــده که مصداق افراد- منظور کودکان مشــمول حمایت از این قانون- میشود. منتها متاسفانه مشکلی که در این بخش داریم با اینکه قانون به زیبایی نوشته شده اما نه آموزش و پرورش و نه ثبت احوال به دنبال اجرای این قانون که سه ماه قبل از شروع سال تحصیلی بتوانند این بچه ها را شناسایی و به سازمان بهزیستی یا نهادهای حمایتی معرفی کنند، نرفتند. یعنــی عدم اجرای این قانون خودش میتواند عاملی برای تشدید بازماندگی باشد. دوم اینکه عدم اجرای این قانون باعث میشود ظرفیت های قانونی که میتواند مانع از بازماندگی از تحصیل در این گروه از کودکان شود، متاسفانه نادیده گرفته میشود درحالی که کسی هم مطالبه گر اجرای این قانون که به نظر میرســد این بند از قانون مترقی است، نیست و شــاید هم خیلی از مسئولین ســازمانهای مرتبط ندانند که چنین تکلیفی را در قانــون دارند. وقتی بازماندگی از تحصیل شــدت پیدا میکند و فراوانی زیاد میشــود باید نگران شرایط بچه ها باشــیم. در این زمینه آمارها متفاوت است و برخی میگویند کسر جمعیت زیر شش سال از زیر 18 سال از جمعیت دانش آموزی حدود دو، سه میلیون نفر است که در سن تحصیل و زیر 18 سال هستند و آمارهایشان مشخص است و آمارها را به ازای جمعیت متفاوت اعلام میکنند. ولی آنچه مشخص است اینکه بازماندگی ازتحصیل به ویژه بعد از کرونا، یک دغدغه جدی تر شــده و هرچه هم شرایط اقتصادی بدتر میشود یکی از گروه هایی ها که به شدت آسیب می بینند و مجبور میشوند یا مجبورشان میکنند برای تامین معاش خانواده مدرسه را رها کنند تا دارای کسب درآمد شوند گروه کودکان هستند. در این شرایط ســخت، کودکان از حقوقشان به عنوان شهروندان بی بهره میشوند تا بتوانند ناکارآمدیها و عقب ماندگی های خانواده های خودشــان و ناتوانی های نظام کلان رفاه و تامیــن اجتماعی را با محرومیت از تحصیل و کارکردن در محیط های مختلف جبران کنند. موضوعی نگران کننده که طبیعتا میتواند تبعاتی را در حوزه های اجتماعی و آسیب ها و سلامت و حقوق شهروندی و نادیده گرفتن آن برای بچه ها داشته باشند ضمن اینکه سلامت روان، سالمت اجتماعی و حتی سلامت جسمشان هم ممکن است تحت تاثیر این شرایط قرار بگیرد.
منبع: روزنامه آرمان ملی، شماره 1641.شنبه 18 شهریور 1402/