بررسی عملکرد اورژانس اجتماعی از ایده تا عمل؛ در گفت‌وگو با «سیدحسن موسوی چلک»

123 ؛ جایی میان خانه و کلانتری

 

همدلی|  مظاهر گودرزی_ آسیب‌های اجتماعی درحال افزایش است. از اعتیاد گرفته تا کودک آزاری سیر صعودی پیدا کرده و آدم‌هایی که گرفتار این آسیب‌ها شده‌اند گویی که دارند به استقبال یک مرگ تدریجی می‌روند؛ از زندگی که دل‌زده شدند در آن تنگناهای حیات، شاید راهی جز خودکشی پیدا نکنند؛ زنی که بارها زیر مشت و لگدهای تعصب جای کبودیِ زیر چشم‌ش را در آینه ببیند، ممکن است روزی به فرار فکر کند؛ فرار که کرد دیگر تضمینی وجود ندارد کارتن‌خواب یا معتاد نشود یا ممکن است هر آسیب دیگری سر راه او قرار بگیرد. مرد و زنی که در برابر فقر و شکم گشنگی‌های شبانه فرزندان‌شان چاره‌ای پیدا نکنند ممکن است دست به سرقت بزنند، سارق که شدند راه‌شان به پاسگاه، دادگاه و زندان می‌کشد تا همین‌طور چرخه آسیب‌های اجتماعی ادامه پیدا کند. بنابراین جایی باید باشد تا داد این قربانی‌ها شنیده شود، جایی‌که بتواند از همان ابتدا آتشِ احتمالیِ برافروخته از این آسیب‌ها را در نطفه خفه کند. ایده «اورژانس اجتماعی» به‌دنبال این بود که اجازه ندهد مواجهه افراد با انواع آسیب‌های اجتماعی اصطلاحاً به‌جای باریک بکشد. قرار بود کسی‌که تفکر خودکشی دارد بتواند سریع از خدمات این واحد اورژانسی بهره ببرد تا شاید هیچ‌وقت دست به خودکشی نزند، یا مثلاً کتک‌کاری‌های خانوادگی و آزار و اذیت کودکان ادامه پیدا نکند تا منجر به فرار کسی از خانه شود. حالا بعد از 23سال از شروع به‌کار اورژانس اجتماعی این‌که این واحد چقدر توانسته موفق باشد موضوع گفت‌وگوی روزنامه همدلی با مبدع این ایده بود. شرح این گفت‌وگو با «سیدحسن موسوی چلک» نویسنده کتاب «اورژانس اجتماعی از ایده تا عمل» و رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در ادامه آمده است.

 آقای دکتر الان حدود 23سال از شروع به‌کار اورژانس اجتماعی می‌گذرد، در ابتدا چه شد که این ایده به ذهن شما خطور کرد؟

سال 1368 دانشجو بودم که برای درس آسیب‌شناسی اجتماعی با مرحوم دکتر سخاوت رفته بودم از کانون اصلاح و تربیت بازدید کنم. آن‌جا نوجوانی بود که زندگی‌نامه خود را به‌شکل تئاتر اجرا کرد. همان‌جا این سوال برای من ایجاد شد که چرا قبل از این‌که پای این بچه‌ها به کانون باز شود جایی برای کمک به‌آن‌ها وجود ندارد، این سوال در ذهن من ماند و پاسخی برای آن پیدا نکردم.
در اسفند 1372 من طرح خود را در بیمارستان گذراندم، آنجا کسانی‌که اقدام به خودکشی می‌کردند را دیدم و باز همان سوال برایم تداعی شد چرا قبل از این‌که فردی خودکشی کند و پایش به بیمارستان برسد جایی برای کمک کردن به او وجود ندارد؟ دائم به این فکر می‌کردم چرا ما در حوزه اجتماعی میان خانه و کلانتری جایی نداریم؟

 آیا الگویی هم برای این ایده داشتید؟

در سال 1375 حدود 8مرکز آزمایشی در کشور وجود داشت برای درمان معتادانِ خودمعرف، آن روزها که محل کار من بهزیستی استان مرکزی بود، من مسئول و مددکار یکی از این مراکز بودم، بنابراین آن‌جا من یک چنین تجربه‌ای داشتم، چراکه تا قبل از آن افراد مصرف کنند مواد مخدر مجرم شناخته می‌شدند اما اولین با در سال 1376 قانون به این نحو اصلاح شد که معتادانی که برای درمان اقدام می‌کنند مجرم نیستند، همین رویکردها در ذهنم بود که تا در سال 1377 با حمایت دکتر طباطبایی مدیرکل دفتر آسیب‌ دیدگان کشور و آقای دکترطالبی معاون وقت اجتماعی سازمان، ایده اورژانس اجتماعی مطرح شد. تا در نهایت 22 و 23 اردیبهشت 1378 در شیراز دستورالعمل اولیه اورژانس اجتماعی نوشته شد، بعد از ابلاغ و جذب نیرو اولین مرکز در 8شهریور همان سال در استان یزد تاسیس شد. بعد از آن هم در استان‌های بوشهر، فارس، اصفهان، خراسان، گیلان، مازندران، تهران و آهسته آهسته در شش ماه اول سال 1379 همه مراکز استان‌ها، یک مرکز اورژانس اجتماعی داشتند.

 این‌که خودرو و شماره تلفن هماهنگ برای اورژانس اجتماعی وجود داشته باشد از همان اول در ایده شما بود؟

بله البته آن زمان خطوط تلفنی هماهنگ وجود نداشت و هر مرکز تلفن خودش را معرفی می‌کرد. برای تهران یک شماره رندی گرفته بودیم که پنج شماره آخر آن یک بود، خودروهای مراکز هم برای بهزیستی یا اژانس بودند. اما اولین خودروی اورژانس اجتماعی در بهمن سال 1378 یک مینی‌بوس بود که در مرکز اصفهان استفاده می‌شد. بعداً دو مینی‌بوس در تهران اضافه شد، سازمان ملل هم هفت خودروی ون به ما کمک کرد، و بعد از آن 50دستگاه از خودروهای جدید اورژانس اجتماعی در سال 1386 خریداری و 25خرداد 1387 در محل نمایشگاه بین‌المللی رونمایی شدند.
تلاش‌ها برای داشتن خط تلفن هماهنگ و سه رقمی در سال 1379 پیگیری شد، اما چون آن روزها طرح ما تازه اجرایی شده بود چندان همکاری نکردند، با این وجود خوشبختانه از کمیسیون مربوطه مجوز خط تلفن سه رقمی 123 را در سال 1383 گرفته شد و تا به امروز اورژانس اجتماعی دارد کار خود را با همین شماره تلفن انجام می‌دهد.

 امروز امکانات اورژانس اجتماعی چگونه است؟

نیروی انسانی با ثباتی وجود ندارد، تشکیلات این اورژانس برای دسترسی آسان‌تر به خدمات نیاز به بازنگری و توسعه دارد، همچنین سیستم خودرویی اورژانس نیاز به حمایت دارد، کارکنان این سازمان هم که واقعاً کار سختی دارند اما سختی کار نمی‌گیرند، با این وجود علی‌رغم همه ایراداتی که وجود دارد، باید گفت ایده خوبی بود اما این‌که در اجرا بد اجرا می‌شود نیاز به بررسی و اقدامات بیشتری دارد. لذا باید اجرا را از ایده جدا کرد. ایده این بود که ما بتوانیم حدفاصل میان خانه و کلانتری با خدمات تخصصی به‌موقع و در دسترس پر شود.

 فکر می‌کنید به دنبال اجرای این ایده موفق هم بودید، میزان استقبال از اورژانس اجتماعی چقدر است؟

ببینید، حوزه اجتماعی مانند اورژانسِ 115 و آتش‌نشانی نیست. مثلاً تصور کنید در افکار عمومی برای کسی‌که خانه‌اش آتش بگیرد کار قبیحی نیست که از خدمات 125 استفاده کند، یا کسی‌که مشکل قلبی دارد در باور عمومی اقدام قبیحی نیست که با 115 تماس بگیرد. اما فکر می‌کنید برای کسی‌که مورد تجاوز قرار می‌گیرد، یا برای کسی‌که زن و فرزند خود را کتک می‌زند، کسی‌که از خانه فرار می‌کند، فردی که مجبور می‌شود تن فروشی کند تماس گرفتن با 123 کار ساده‌ای است؟ حتی ممکن است در نظر او قبیح باشد، بنابراین به راحتی با اورژانس 123 تماس نمی‌گیرند. لذا ذات موضوعاتی که اورژانس اجتماعی با آن سروکار دارد فرق می‌کند.

 چه تلاش‌هایی انجام شد که برقراری ارتباط مردم با اورژانس اجتماعی در مواجهه با همسر یا کودک آزاری و مواردی مانند فرار از خانه یا اقدام به خودکشی در نظر عموم کار سختی یا به اصطلاح شما قبیحی نباشد؟

بله اطلاع رسانی شد، اما به‌نسبت مراکزی مانند 115 و آتش‌نشانی مردم شناخت کمتری از اورژانس اجتماعی دارند، به هر صورت مردم کافی‌شاپ‌ها را بیشتر از منابع اجتماعی می‌شناسند. درباره افزایش آگاهی‌ها کلی فیلم و کلیپ و همایش ساخته و اجرا شده است، حتی براساس ایده اورژانس اجتماعی قانون نوشته شده، محور قانون حمایت از اطفال و نوجوانان اورژانس اجتماعی است که آیین نامه مصوب هیأت دولت دارد. ضمن این‌که وقتی اطلاع‌رسانی زیاد شود و از طرفی زیرساخت مناسب برای ارائه خدمات وجود نداشته باشد نارضایتی افزایش پیدا می‌کند.

 امروز خودتان از ارائه خدمات اورژانس اجتماعی رضایت دارید؟

ببینید، در قانون برنامه ششم پیش‌بینی شد شهرهای بالای 50هزار نفر اورژانس اجتماعی تاسیس شود. این‌که به‌صورت نمادین تاسیس شده یک‌طرف اما هنوز نتوانسته‌اند برای مراکز خودرو تهیه کنند، ما در این سال‌ها سه بار توانستیم برای اورژانس اجتماعی ماشین تهیه کنیم، سال 1386 و 1387 که من خودم مدیر دفتر بودم و سال 1391 آن هم با بودجه‌ای که من مدیرکل آسیب‌های وزارت کار و رفاه بودم پیش‌بینی شده بود، الان 10سال است که هیچ خودرویی به این سیستم اضافه نشده است. همین چند روز قبل برای وزارت بهداشت هزار دستگاه آمبولانس تصویب شد، نمی‌خواهم بگویم به آن‌ها خودرو ندهند اما بخش آسیب‌ها و اورژانس اجتماعی هم به خودرو نیاز دارد. لذا گویی هنوز جدی گرفته نشده است. یکی از بخش‌های اورژانس اجتماعی خدمات سیار است اگر کسی با این اورژانس تماس گرفت باید ماشینی وجود داشته باشد تا اورژانس بتواند خودش را به موقع به محل برساند اما 10سال است به این سیستم ماشینی اضافه نشده است، آن‌وقت نمی‌شود توقع داشت با 115 و آتش‌نشانی رقابت کند. درست است که اورژانس اجتماعی قدمت اورژانسِ 115 را ندارد اما چون در 115 با مرگ آنی سروکار داریم توجه بیشتری به آن می‌شود، اما اگر برای کسی‌که که درگیر آسیب‌های اجتماعی شده نشود به‌موقع مداخله کرد گرفتار مرگ تدریجی می‌شود، کسی هم به مر تدریجی آدم‌ها توجه نمی‌کند.

 آسیب‌های اجتماعی یک مسئله بین سازمانی است، نیاز به همکاری با پلیس و دستگاه قضایی دارد آیا در این خصوص هماهنگی لازم تا حالا انجام شده که بخشی از مشکلات برطرف شود؟

اصلاً آسیب‌های اجتماعی موضوعات حاکمیتی هستند. دولت باید در این حوزه‌ها مسئولیت بیشتری را قبول کند. لذا امنیت شغلی کارکنان و ایجاد بستری مناسب برای ایجاد هماهنگی بین بخشی و درون سازمانی از اقداماتی است که دولت باید انجام دهد. الان کسانی‌که در اورژانس 115  و آتش‌نشانی هستند سختی کار دارند اما چنین امکانی برای اورژانس اجتماعی فراهم نیست. اورژانس اجتماعی پیشانی خدمات اجتماعی ایران است، اما واقعاً چقدر به اندازه اهمیتی که دارد به آن پرداخته شده است.
البته باید گفت در این دو دهه به چند دلیل همکاری‌های بین سازمانی با اورژانس اجتماعی بیشتر شده است. یک آن‌که سیستم‌های انتظامی و قضایی به اورژانس اجتماعی احساس نیاز بیشتری پیدا کردند. دو این‌که این موضوع مورد توجه قوانین قرار گرفت، محور قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که 16سال طول کشید تا تصویب شود اورژانس اجتماعی است. محور لایحه امنیت و کرامت زنان برای حمایت اورژانس اجتماعی است، این نشان دهنده موفقیت ایده است اما همچنان نیاز به کار بیشتردارد.

 با همه این شرایط فکر می‌کنید ایده اورژانس اجتماعی موفق بوده است؟

ببینید، اگر درجایی ماشین نیست و نیروی کار وجود ندارد نباید به ایده اصلی تعمیم داد. به‌نظرم اورژانس اجتماعی از ایده تا عمل جزو موفق‌ترین برنامه‌های اجتماعی بوده است، اورژانس اجتماعی ایران مورد پذیرش جامعه جهانی هم قرار گرفته است. فدراسیون جهانی مددکاران اجتماعی در سومین گزارش جهانی خود که در سال 2018 ارائه شد از ایران طرح اورژانس اجتماعی را معرفی کرد. نه این‌که کشورهای دیگر مشابه آن را ندارند اما اورژانس اجتماعی ایران متفاوت است.
 بنابراین یک ایده تا جا بیفتد زمان می‌برد. بنابراین من با تمام مشکلاتی که وجود دارد از آن‌چه انجام شده راضی هستم چراکه خلق یک ایده جدید به‌ویژه حوزه اجتماعی در ایران کار سختی است. ما هرچقدر در اورژانس اجتماعی سرمایه‌گذاری کنیم در کاهش ورودی به کلانتری، دادگاه و زندان سرمایه‌گذاری کرده‌ایم با این توضیح که کسی‌که وارد زندان می‌شود سابقه‌دار می‌شود اما کسی‌که به اورژانس اجتماعی وصل شود فقط یک خدمات اجتماعی دریافت کرده و سابقه‌دار نمی‌شود. بنابرای باید بتوانیم دسترسی به خدمات اجتماعی را افزایش دهیم، اورژانس اجتماعی باید حدفاصل میان خانه و کلانتری تعریف شود آن‌وقت حل مشکل راحت‌تر خواهد شد.

منبع: روزنامه همدلی. شماره 1765 یکشنبه 14 شهریور 1400