سپاسگزار همسران، مادران و زنان ایران زمین هستم"

در ابتدا فرارسیدن ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روزهای مادر و زن را به همسر مهربانم و همه مادران و زنان ایران زمین تبریک می گویم و یادی می کنم از مادرم و همه مادران مهربان که دست شان از این دنیا کوتاه است و ادای احترام می کنم به همه مادرانی که وجودشان همچنان مهرگستر است. این روز مادران مان منتظر ما هستند تا از حال مان با خبر شوند‌.چشم شان به دستان ما نیست که چه کادویی برای شان می بریم. حضور پر مهر ما در کنارش و بوسیدن و بوییدن شان بهترین هدیه برای شان است. نکته ایی که واقعا بــرای خــودم به عنــوان یک شــخص اهمیــت زیــادی دارد برخی افرادی هستند که با مادرانشان مهربان نیستند یا مدتهای مدیدی است سراغ شــان نرفته اند یا مادران را فراموش کرده اند، چه پاسخی به وجدان خودشــان می توانند بدهند؟ حال آنها که زمینه آزار مادران یا زنان شــان را فراهم می کنند، طبیعتا پاسخشان باید خیلی سخت تر باشد. متاسفانه این روند در جامعه ما روند خوبی نیســت و از مصادیق همسرآزاری است که اساسا قابل تحمل نیست و هم سالمندآزاری هایی که اتفاق می افتد که عموم آنها هم مادران مان هستند. چون این نشانه ها، رفتارها و علائمی که در جامعه داریم می بینیم، به نوعی تضعیف این جایگاه و حرمت مادران است. ما در قرآن آیات 23 و 24 بنی اسرائیل داریم که خداوند می فرماید: »پر و بال تکریم جلوی والدین بگسترانید و کاری نکنید که هر دو یا یکی آزرده خاطر شــوندپس بیاییم چشم انتظار شان نگذاریم. زنده یاد فرهود جلالی کندلوسی شعری در باره مادر دارد که تقدیم می کنم به همه مادران و همسر مهربانم که مصداق کامل آن است و وجودش گرمابخش زندگی مان است: تو مه جان ماره ته دا بمیرم (مادر عزیزم هستید، فدایت بشوم ) همش سبزه زاره ته دا بمیرم( همیشه سبزه زار هستید، فدایت شوم ) اگه دنیا سوز و سرما بوو(اگر تمام دنیا پر از سوز و سرما(زمستان) بشود) همیشه بهاره ته دا بمیرم(شما همیشه بهار هستید، فدایت شوم) نه نه ماه و نه روز تا که گت بووم(فقط نه ماه و نه روز تحمل بزرگ شدن من را نکردید(اشاره به دوران بارداری تا زایمان) بلکه تا تا بزرگ شوم نیز این زحمت را کشیدید) ته مِر بی قراره ته دا بمیرم(شما برای من بی قرار هستید، فدایت شوم) اته راحت خو تنه آرزو(یک روز خواب راحت برایت آرزو شده است) تو شو زینّه داره ته دا بمیرم (شب زنده دار هستید، فدایت شوم) اته دل به پش تو نخارده غذا (یک بار با خیال راحت غذا نخوردید) همش لقمه خواره ته دا بمیرم (همیشه ته مانده غذا را لقمه می کردید ومی خوردید)(کنایه از گذشت مادر) ته دس مشت اوله ته دوش وچه (در حالی که دستت از کار های سخت تاول زده، ولی بچه را روی کولت نیز گذاشتی) همش فکر کاره ته دا بمیرم (همیشه در حال کار کردن هستید، فدایت شوم) ته کار و ته زحمت چه بی منّته (زحمتی هم می کشید هیچگاه منت نمی گذاری) خب پرستاره ته دا بمیرم (بهترین پرستار هستی،فدایت شوم) جان مارا ته کشه ی خوی دا (مادر جان، دلم برای خوابیدن در بغلت لک زده است) مه دلّ قراره ته دا بمیرم (آرم و قرار دلم هستی، فدایت شوم) خبی وینه بیه ته ور قرض گیرن (خوبی و مهربانی باید از شما یاد بگید خوبی را) چونکه انّه خاره ته دا بمیرم (چون این قدر خوب هستی،فدایت شوم) همه ی غم و غصه ره دارنه دل (همیشه غمخوارمردم هستید) کوی استواره ته دا بمیرم (اما مثل کوه استوار هستی، فدایت شوم) تَ فرق نکنه و چه خار و بد (برای شما فرند خوب و بد فرقی نمی کند) چنّه با وقاره ته دا بمیرم (از بس که با وقار هستی، فدایت شوم) تِ ارمون اینه جمع بوون وچیله (آرزویت این است که همه فرزندانت با هم باشند) همه ی غمخواره ته دا بمیرم (غمخوار همه هستی، فدایت شوم) اگه پر دنیّو و خنّه ی امید (اگر پدر که امید خانه است، نباشد(فوت کند) تو هم پرو ماره ته دا بمیرم (شما هم پدر هستی و هم مادر،فدایت شوم) ته شرمنده مِ چی بوام جان مار (شرمنده ات هستم، چه بگویم ای مادر) تو چشم انتظاره ته دا بمیرم (شما چشم انتظاری،فدایت شوم) بهشتم ته مزّ کچیک و کمه (بهشت هم برای پاداش زجمت شما کم است(بهشت زیر پای مادردان است)) تو پره براره ته دا بمیرم (حتی برای پدرم هم برادری با وفا هستی، فدایت شوم) جلالیِّ ارمون اینه نوینه (آرزوی جلالی این است که هیچگاه) و چه ی بی ماره ته دا بمیرم (هیچ کودکی را بی مادر نبینم) خداوند همه مادران را رحمت کند.برای شادی روح شان صلواتی بفرستیم.برای مادرانی که درکنارمان هستند از خداوند آرزوی طول عمر با عزت کنیم.قدر پدر و مادر را بدانیدکه جایگزین ندارند.

سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی و همیار پاپیرار

1404